|
تو هر کشوری وقتی جنگ میشه تموم مردم اون کشور برای دفاع از خاکشون و وطنشون آماده اند. دردناکه وقتی میبینیم این خاک میهن رو که این همه عزیزه داریم با دست خودمون تباهش میکنیم آتیشش میزنیم با زباله چهره اش رو زشت میکنیم. و کاری میکنیم که بعد از مدتی دیگه زندگی روی اون امکان پذیر نباشه. باید از خاک دفاع کرد. آره الان هم همینطور. منتهی موقع جنگ با سلاح و امروزه با سلاح مربوط به خودش. وظیفه همه است که این کار رو باهم انجام بدهند. اسلحه مورد نیاز برای این کار در ابتدا روشنگری است. نمی توان افرادی را به کاری گماشت و افراد دیگه همانگونه مشغول عمل در مسیر عکس آنها باشن. باید با روشنگری شروع کرد و این روشنگری در اول از اطرافیان و خانواده و دوستان باید آغاز بشه. اسلحه دوم و در حقیقت اصلی این مبارزه بازیافت است. بازیافتی که دشمنان خاک روبه میدون عمل راه نده. البته باید راه بازیافت رو یاد گرفت. بسیاری از کشورها قدمهای بسیار بزرگی در این راه برداشته اند. باید یاد گرفت و یاد داد. ان شاءالله سعی میکنم هر هفته درباره نحوه بازیافت یکی از اقلامی که به آن زباله اطلاق میشه مطلبی بنویسم. کمک دوستان و خوانندگان وبلاگ هم میتونه این راه رو برامون کوتاهتر بکنه. باید دست در دست هم کاری کنیم که خاکمان راحت نفس بکشد.
برچسبها: طبیعت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||
|
نوشته: متیو وودز برگرفته از: http://www.carp-uk.net
کپور ها موجوداتی جمعیت دوست و اجتماعی هستند و اغلب دوست دارند به طور جمعی حرکت کنند. اما من متوجه شده ام که کپورهای بزرگتر تمایل به انزوا دارند. به همین دلیل آنها معمولا در عمیق ترین، پر گیاه ترین و مخفی ترین جاهایی که احساس امنیت کنند مخفی می شوند. بسیاری از دوستان ماهیگیر من و همچنین ماهیگیرانی که مطالبشان را خوانده ام نیز به این موضوع اعتقاد دارند و معمولا نکته در این جاست که بزرگترین کپورها در جاهایی ظاهر می شوند که بیش از همه جا نادیده گرفته شده اند. این مناطق اغلب بسیار محدودند و بوسیله شاخه ها و ... محدود شده اند و شما به سختی میتوانید در چنین اماکنی حتی بیرون از آب جایی برای یک صندلی پیدا کنید. اما این آبها معمولا سود بخش هستند چرا که نادیده گرفته شده اند. نزدیکی ساحل یکی از بهترین جاهای تعیین محل و صید کپور در هر دریاچه ای است. شاید شما برای ماهیگیری جاهای دور، نزدیک درختان و کنار جزیره ها را امتحان کنید ولی مطمئن باشید هر ماهی بزرگ هر روز حداقل یکبار به کناره ها می آید. اما چگونه با این کار کنار بیاییم؟ بیشتر ما این سخن نیوتن را شنیده ایم که :" یاد بگیرید که ساکت باشید." و به عقیده من آیزاک نیوتن بهتر از این نمی توانست این موضوع را بیان کند. آرامترین حرکت میتواند برای کپور به منزله انفجاری ترسناک باشد اما صدا از اهمیت بیشتری برخوردار است. شکستن یک چوب خشک بسیار کوچک می تواند این پیام را به یک کپور بدهد که به دورترین و عمیق ترین جای دریاچه برو. [ نمی توان هم ماهی گرفت و هم شنا کرد. روی سخنم با دوستانی است که بعد از پرتاب قلابها به شنا می پردازند. از طرف دیگر دوستان دیده اند که در هنگام ماهیگیری وقتی مقداری طعمه کنار آب میریزیم بچه ماهی های کوچک از جنس فیتوفاگ و بیگ هد به راحتی در معرض دید قرار می گیرند ولی کپورهای ریز بسیار محتاط و در فاصله ای دور منتظر می نشینند. و کوچکترین حرکتی این کپورهای ده پانزده گرمی رو از ساحل دور میکنه. این قصه در مورد بزرگاشون هم درسته. ما همیشه بزرگترین فیتوفاگها رو دیدیم که حتی تا فاصله 3 متری یا نزدیکتر ساحل میان . کسی کپور بزرگ هم دیده؟] شما باید خودتان را به عنوان یک کمین گر واقعی در نظر بگیرید، یک نینجای نامرئی، یک شبح. این حتی از نحوه ریسه و نوع طعمه مهم تر است. خب! شما کاملا ساکت و نامرئی هستید. و به احتمال زیاد در نزدیکی شما کپورهایی بزرگی وجود دارند. چکار باید کرد؟ در اینجا طعمه پاشی یعنی از دست دادن ماهی. برای یک نینجا یعنی مرگ. مخصوصا اگر طعمه هایتان جوشانده یا گلوله های بزرگ باشند. شاید کرمها زیاد خطرناک نباشند چون به طور طبیعی در آب غوطه خورده و پایین میروند. آری به طور طبیعی تا برای کپور مزاحمتی ایجاد نکنند. ماگوتها برای این امر بسیار خوبند. [دوستان قبلا در سایتهای فارسی در باره ماگوتها و نحوه تولید این کرمها خوانده ام. با جستجوی فارسی می توانید به این مطلب دسترسی پیدا کنید.] برای پرتاب در فواصل نزدیک از نخ leadcore در آخر ریسه استفاده کنید. [ leadcore به معنی نوعی نخ است که هسته سربی دارد و دور سرب با نوعی لوله نازک بافته پوشانده شده است.] این نخ دوست ماهیگیری است که در فواصل نزدیک ساحل صید میکند. چرا که دیده نمیشود و ماهی را نمی ترساند. مهم تر از همه این که به عنوان وزنه عمل میکند و برای فاصله نزدیک کافی است. صدای خوردن وزنه به آب نیز ماهی را نخواهد ترساند. دوستان عزیز! در قسمت دوم این ترجمه از انواع ریسه ها و طعمه های مفید برای این نوع صید کپور سخن خواهیم گفت. مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتما موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. برچسبها: صید کپور, تکنیکهای صید کپور, تاکتیکهای صید کپور |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||
|
امروز قصد دارم در مورد یک بیماری که ماهیگیران رو تهدید میکنه اطلاعاتی بدم. سال پیش ایده اصلی رو از سایت www.carp-uk.net گرفتم و بعدا در این مورد احساس نگرانی کردم. پس از مقداری مطالعه این مطالب رو برای دوستان نوشتم. امیدوارم مفید باشه. بیماری leptospirosis این بیماری که با نام علمی leptospirosis شناخته می شود و در جهان بین ملتها با نامهایی از قبیل یرقان مسری، تب گِل، تب مرداب، مرض خوک چران و آنفلوانزای ملوان معروف است حاصل از قرار گرفتن در معرض یک باکتری به نام Leptospira interrogans است. این شکل حادی از بیماری انسانی Weil است که در آن بیمار از یرقان رنج میبرد در حالی که لفظ یرقان به اشتباه به همه حالات بیماری اطلاق می شود. بیماری Weil در مقایسه با این بیماری نادر است، اگر چه حالات خفیف بیماری leptospirosis در بسیاری از جاها که ناقل باکتری وجود داشته باشد اتفاق می افتد و عقیده بر این است که leptospirosis از عمومی ترین بیماریهای مسری مشترک بین انسان و حیوان است.
ناقل این بیماری به طور عمده موش صحرایی است. البته این باکتری زمانی انسان را تهدید می کند که با آب شیرین همراه شود. بیشترین قسم ابتلا به این بیماری از همجواری با آب شیرین آلوده است. در آب شور خطری وجود ندارد و بنا به گفته پزشکان عضو سایت مبارزه با این بیماری، در آب شور احتمال ابتلا به صفر میرسد. شنا، ماهیگیری، کشاورزی، شالیکاری و اموری از این قبیل می تواند این بیماری را به همراه داشته باشد. ولی از همه کسانی که در معرض این بیماری هستند بپردازیم به ماهیگیران: کسانی که در استخر ها و سدهای کوچک به صید می پردازند در خطرند مخصوصا اگر این اماکن در نزدیک اماکن صنعتی یا فاضلاب باشد. براساس شواهد موجود در سایت این بیماری ماهیگیران بیش از سایرین در خطرند چرا که احتمال برداشتن خراشهای کوچک به وسیله قلاب در آنها بیشتر است. ماهی گرفته شده از اماکن مشکوک به هیچ وجه نباید خورده شود. هر چند از لحاظ تئوری پختن باکتری را از بین میبرد، ممکن است بعضی قسمتهای ماهی برای این منظور به حد کافی گرما دریافت نکنند. (چیزی یادم اومد. در این جا ذکر این نکته رو ضروری میبینم که دو سال پیش در سد امند در نزدیکی تبریز یک ماهی کپور گرفتم که شکمش به شدت باد کرده بود و این موضوع رو در ماهی های سایر دوستان هم دیدم. چوب رو با الکل ضد عفونی کردم و نخش رو هم عوض کردم تا آبهای دیگه رو آلوده نکنم و دیگه اونجا واسه ماهیگیری نرفتم. دوستان می گفتند شکم ماهی ها پر از کرم بود. هر چند بعدا شنیدم این بیماری مختص ماهیه ولی احتیاط رو از دست ندادم. کسانی که اون سد رو میشناسن میدونن که اماکن صنعتی و ... در اون اطراف زیاده.) از لحظه آلودگی 3 تا 19 روز طول می کشد که این بیماری علایم خود را نشان دهد. در ابتدا علایمی شبیه به آنفلوانزا دارد. با وجود اینکه پیشگیری از این بیماری بسیار آسان است، سالانه بسیاری از افراد با این بیماری جان خود را از دست میدهند. با رعایت موارد زیر از ابتلا به این بیماری خواهید رهید: 1-هر نوع زخم، خراش و آسیب دیدگی را با بانداژ ضد آب یا دستکش بپوشانید. 2-هر نوع زخمی را که در کنار آب به وجود می آید به سرعت ضد عفونی کنید. 3-دستانتان را بشویید. و غذا را با قاشق خورده و در صورت نیاز به دست از پوششی مناسب استفاده کنید. 4- طعمه و نخ ماهیگیری را به هیچ وجه در دهان خود نگذارید. (خودم باید در این زمینه بیشتر دقت کنم چون بعضی وقتها برا گره زدن یک طرف نخ رو با دندون میگیرم.) 5-به حیوانات مرده بخصوص موشها دست نزنید. 6-اگر علایمی شبیه به آنفلوانزا مشاهده کردید به دکتر اطلاع دهید که شاید مبتلا به leptospirosis شده اید تا در تشخیص مد نظر قرار دهد. 7-سعی کنید در کنار آب خرده نان یا هر آنچه که موشهای صحرایی را جذب کند نریزید. 8-برای اطلاعات بیشتر به http://www.leptospirosis.org مراجعه کنید. مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتماً موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. برچسبها: ماهیگیری |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||
|
بسیاری از کسانی که قصد صید کپور دارند عادت کرده اند به محل هایی بروند که به نظرشان خوب میرسد یا دوستانشون در آن محل قبلا کپور گرفته اند. اما ماهی کپور عادت دارد در محلی تغذیه نماید که احساس امنیت کند. و اگر ماهیگیران به طور مرتب از محلی بخصوص کپور می گیرند این بدین معنی است که بعد از مدتی ماهی ها آن محل را به عنوان محل خطرخیز علامتگذاری کنند و این یعنی محلی بی استفاده. بیشتر ماهیگیران کپور اغلب اعتقاد دارند که اگر موفق نیستند به دلیل استفاده از ریسه یا طعمه نادرست است حال اینکه حتی اگر از بهترین ریسه و طعمه جهان استفاده کنید (که چنین چیزی اصلا وجود ندارد.) اگر ماهی ها در اطراف قلاب شما نباشند به احتمال قوی کپور صید نخواهید کرد. بنابراین اگر قصد صید کپور بیشتری را در هر آبی دارید قبل از فرود در یک محل باید دنبال محل کپور بگردید. این کار راحتی نیست مخصوصا اگر بادی هم در دریاچه در حال وزیدن باشد. اما قبل از اقدام به صید کپور باید به نکاتی ابتدایی دقت کرد. به حرکتهای ماهی ها دقت کنید. وقتی به دریاچه مورد نظر رسیدید مدتی را صرف گشتن در اطراف دریاچه بکنید. به پریدن ماهی از آب دقت کنید. اگر ماهی های دیگری وجود دارند که بیشتر می پرند باید تشخیص دهید که پریدن آنها چه فرقی با کپور دارد. به عنوان مثال فیتوفاگ ماهی پرنده ای است. اما باید به خاطر داشته باشیم که آنها تقریبا افقی می پرند نه عمودی. بر عکس کپور کاملا عمودی از آب بیرون می جهد. اگر بعد از مدتی هیچ کدام از این علایم را ندیدید نکات دیگری را امتحان کنید. یک سر نخ جالب انتخاب محلی است که هیچ ماهیگیری در آن دور و بر نیست. به عبارت دیگر اگر سه چهارم اطراف دریاچه مملو از ماهیگیر است شما یک چهارم خالی را انتخاب کنید. اگر یکی از بهترین محلهای آن آب را خالی می بینید ولی در حوالی آن ماهیگیرانی هستند از آن محل دوری کنید چرا که فشار قلابهای کناری آن ناحیه را خالی از سکنه (کپور) می نماید. اگر اطراف دریاچه پر است از پرتابهای بلند استفاده کنید. قلاب را دور از نخهای دیگران بیندازید. به خاطر بسپارید که کپور صدای به آب خوردن وزنه ها را میشنود حتی از فاصله دور. و اگر فشار نخهای ماهیگیری زیاد باشد به این معنی که پرتابها زیاد شوند ماهی ها به نواحی دور از ساحل میروند. درباره شرایط هوا بیاندیشید. البته نه فقط در روز ماهی گیری بلکه در مورد هوای چند روز قبل از صید. آیا دما یا فشار هوا در چند روز پیش تحت تاثیر چیزی قرار گرفته است؟ اگر هوا گرم بوده است این به آن معنی است که آبهای کم عمق گرم خواهد بود و کپور به این آبهای گرم تمایل دارد مخصوصا در صبح های سرد زمانی که در هنگام طلوع نور خورشید به آب کم عمق کناری می تابد. منبع: http://www.carp-fishing-tactics.com در مورد این پاراگراف آخر خودم هم تجربه کرده ام. روز تابستانی در دریاچه محل ماهیگیری من که صبح هوای نسبتا سردی داشته در فاصله حدود 10 متر از ساحل با عمق واقعا کم (حدود 1 متر) در عرض نیم ساعت دو کپور بالای 3 کیلو گرفتم. و این موضوع به دفعات تکرار شده است. قسمت دوم این ترجمه درباره انواع آبها از لحاظ ترکیب و بستر و نحوه برخورد کپور با این اماکن است. به زودی قسمت دوم را هم در وبلاگ قرار میدم.
مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتماً موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. کلمات کلیدی: ماهیگیری کپور - یافتن محل صید کپور - نحوه صید کپور - نحوه پیدا کردن کپور در دریاچه - عمق محل شنا کردن کپور برچسبها: صید کپور, تکنیکهای صید کپور, تاکتیکهای صید کپور |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||
|
با سلام دوستان عزیز! پست گذشته در مورد ماهیگیری و رودها بحث شد. خب باید ماهیگیری هم از یه جایی شروع میشد. راستش من با قلاب ماهی های زیادی از انواع مختلف گرفته ام. ماش ماهی، زردپر، آمور، کپور، اسپله و یک نوع ماهی که تو پست قبلی توضیح دادم. اما بیشتر از همه اینها علاقمند به صید کپورم. صید کپور رو به دلایل زیاد از تنوع طعمه گرفته تا تنوع روشهای ریسه و جنگندگی کپور دوست دارم. چون تصمیم گرفتم از کپی مطالب دیگران به هیچ وجه استفاده نکنم سعی میکنم تو این وبلاگ مطالب جدیدی رو بذارم که حداقل در سایتها و وبلاگهای فارسی زبان وجود نداشته باشد. بنابراین دو نوع مطلب موجود خواهد بود. یکی چیزهایی که تجربه کرده ام. و ممکنه این تجربه ها با تجارب دوستان دیگه هم همخوانی داشته باشه. و دیگری با توجه به رشته تحصیلی ام (ادبیات انگلیسی) سعی میکنم مطالب به درد بخور موجود در سایتهای خارجی رو ترجمه کنم که در این صورت حتما منبع اصلی رو هم ذکر خواهم کرد. اگر کسانی هستند که میتونند با مطالب جدید منو یاری بکنند جاشون رو چشمای منه. مخصوصا در مورد ماهی کپور. البته که ماهی های دیگر رو هم مورد بحث قرار خواهیم داد.
عکس بالا پسرم – امیررضا- با دومین ماهی کپور صید خودش هست. وزن ماهی 200/3 کیلو بود. البته باید بگم که در بیرون آوردن ماهی از آب کمی کمکش کردم اما طعمه زدن و پرتاب کار خودش بود. ما قانونی خودمونی برای صید کپور داریم. کمتر از 30 سانتی متر دوباره به آب برگردانده میشه. چندین فیلم و عکس هم در این مورد هست که به زودی بعد از این که هاست مناسبی پیدا کنم لینک میدم. حدود یک ماه پیش در سد بارون (ماکو) مشغول ماهیگیری بودم که دیدم دو نفر در حدود 10 الی 15 ماهی کپور گرفته اند. بزرگترینشون 150 گرم میشد و کوچکترینشون 50 گرم. اغراق نمیکنم. وقتی با لحنی خوش بهشون گفتم که این ماهی ها گرفتن و خوردن نداره. جواب با لحن خوش و با کمی نگاه عاقل اندر سفیه این بود: " تو ماهی خوردن بلد نیستی اتفاقا این ماهی ها رو وقتی کاملا سرخ بکنی دیگه سوخاری میشه و اثری از استخوان نداره. خیلی هم خوشمزه است." ازش به خاطر درسی که به من داد تشکر کردم و اومدم طرف چوب خودم. قضاوت با شما. مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتماً موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||
|
رودخونه کوچیکی هست نزدیکی شهر زادگاه من. به ندرت در بعضی جاها عرضش به 5 متر میرسه. عمقش هم حداکثر 2 متر. 15 سال پیش میتونستی با قلاب زردپر 5 کیلویی ازش بگیری. بگذریم که ماهیهایی از انواع مختلف مثل آمور، ماش ماهی و... هم بودند و صید میشدند. یک نوع ماهی کمیاب هم بود که هیچ وقت اسمش رو ندونستم. مشخصاتش این بود: رنگش یه چیزی مثل سبز زیتونی. مثل زردپر در کنار دهنش چهار تا شاخک یا همون سبیل داره. به نسبت وزنش طولش زیاده. خالهای تیره داره. پولکهاش ریزه. در حقیقت غیر از رنگ و پولکهاش سیستم بدنش یه چیزی مثل زردپره. مثل زرد پر مهاجم هم هست. بزرگترینش رو که من دیدم به ندرت به یک کیلو میرسید. اگه دوستان اطلاعاتی در این مورد دارند خوشحال میشم استفاده کنم. به زودی عکسی از این ماهی رو تو وبلاگ میذارم. بگذریم. با انواع تور و مواد شیمیایی (که من بهش میگم مرگ ماهی) و موتور برق به جون این رودخونه و ماهیاش افتادند. از ماهی 10 گرمی تازه از تخم سردرآورده گرفته تا ماهیهای بزرگ چند کیلویی از غارت و نسل کشی این انسانها!!! در امان نماندند. هفت هشت سالی میشد که دیگه کسی از ماهیگیری در این رودخونه حرفی نمیزد. خوشبختانه این رودخونه به ارس میریزه. بعد از مدتی حدود 10 سال دوباره ماهیانی از ارس قصد این رود را کردند و شنیدم سال پیش یکی از دوستان با قلاب زردپر 5/3 کیلویی گرفته. خیلی خوشحال شدم. مشکل دیگری هم در مورد این رود هست. مانند رودخانه زنگبار که از وسط شهر ماکو میگذرد و امروزه به خاطر فاضلاب شهری دیگر از ماهی های چند کیلویی این رودخانه اثری نیست رودخانه مذکور نیز به علت فاضلاب روستاهای اطراف و عدم استفاده صحیح دارد به سرنوشت زنگبار دچار میشود. فکر میکنم وقت آن رسیده که متولیان محترم امر فکری به حال این رودخونه بکنن و دوباره اجازه ندهند قاتلان طبیعت به جان آن بیفتند. این رودخانه از فاصله ای حدود 20 کیلومتر پایین تر از شهر ماکو سرچشمه گرفته بعد از گذشتن از میان روستای یولاگلدی و سه راهی پلدشت به سوی ارس جریان می یابد. آب را گل نكنيم : در فرودست انگار، كفتري مي خورد آب . ياكه در بيشه دور، سيره اي پر مي شويد . يا در آبادي، كوزه اي پر ميگردد .
آب را گل نكنيم : شايد اين آب روان، مي رود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي . دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب . زن زيبايي آمد لب رود، آب را گل نكنيم : روي زيبا دو برابر شده است .
چه گوارا اين آب ! چه زلال اين رود ! مردم بالا دست، چه صفايي دارند ! چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شير افشان باد ! من نديدم دهشان ، بي گمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست . ماهتاب آنجا، مي كند روشن پهناي كلام . بي گمان در ده بالا دست، چينه ها كوتاه است . غنچه اي مي شكفد، اهل ده با خبرند . چه دهي بايد باشد ! كوچه باغش پر موسيقي باد ! مردمان سر رود، آب را مي فهمند . گل نكردندش، مانيز آب را گل نكنيم . "سهراب سپهری" مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتماً موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. برچسبها: ماهیگیری, طبیعت |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||
|
راستش هر کاری شروعش سخته. اما خب باید از یه جایی شروع کرد. اولین بار ۶ ساله بودم که با پدرم رفتم ماهیگیری. زمستون بود و برف خیلی زیاد. اولین بار هم دوازده سیزده سالم بود که با خم کردن یه سوزن خیاطی رو اجاق گاز قلاب درست کردم و شدم ماهیگیر. اما تو این ۲۳ سالی که از درست کردن اولین قلابم گذشته هر وقت میخواستم جایی برم که اسمش طبیعت باشه اولین شرط شخصیم این بود که از اونجا وقتی نگاه میکنی چیزی نباشه که دست بشر بهش خورده باشه. تلقی من از طبیعت این بوده و هست. اما دیگه کم کم نمیتونم طبیعت پیدا کنم. کوه که میخوام برم همه جا جاده است. نابترین جاها رو که پیدا میکنم و میخوام یه چشم انداز واقعا طبیعی داشته باشم می بینم سر دکلهای برق فشار قوی چشمامو اذیت میکنه. خب اینا لازمه زندگی مدرنه. دیگه منم دارم اینا رو جزیی از طبیعت قبول میکنم. اما چیزهایی هستن که نمیشه قبولشون کرد اونم تو این دنیای به اصطلاح مدرن وپیشرفته. گفتم که جاده ها و ... قبول اما با این همه زباله ای که تو طبیعت میریزیم چکار کنم. یه نفر پیدا بشه و منو قانع کنه که اینام طبیعته. زندگی مدرن یعنی این؟ روز ۱۳ بدر. روز طبیعت. خنده داره نه. تو این روز میریم طبیعت اما عصر روز ۱۳ فروردین طبیعت هم دیگه از خودش بدش میاد که اسمشو گذاشتن رو این روز. گفتن برو غصه هاتو جا بذار نه آشغالاتو. هر چی زباله تو شهره میبریم میریزیم تو طبیعت. ایول. هموطن گرامی! تو شهرها کسایی هستند که قبول زحمت کردن و زباله ها رو جمع میکنند. تو طبیعت چی؟ چقدر زحمت متحمل میشید اگه اون ظروف و کیسه های پلاستیکی مصرفی خودتون رو تو یه نایلون جمع کنید و بذارید تو ماشینتون؟ والله هیچ چی. تازه به شهر که رسیدید اگه خیلی زحمتتون میشه اونا رو تو ظرف زباله بریزید همونجا یه کناری تو خیابون بذارید. صبح فردا جمعش میکنن. البته این حرفمو به منزله آلودگی شهرامون تلقی نکنید. بابا چیکار کنم؟ نمیدونم اسمشو تنبلی بذارم یا چیز دیگه. به خدا خسته میشه آدم میبینه این همه آشغال تو کوه و دشته. قصدم یادآوری این نکته نیست که یه کیسه پلاستیکی چقدر زحمت رو دست طبیعت میذاره. اینا رو خیلی گفتن تو رسانه ها. ولی کو گوش شنوا. دوباره بر می گردم به ۶ سالگیم و اولین ماهیگیری با پدرم. امسال خرداد ماه پسرم رو که ۶ سالشه برا اولین بار بردم ماهیگیری. پدرم هم بود. لذت عجیبی داشت. البته ۱۰۰ برابر این لذت رو تو چشمای پدرم میخوندم. اون روز داشتم فکر میکردم خدایا! میشه اون برق تو چشمای پدرم روزی تو چشمای من هم باشه؟ برا اون روز دعا میکنم و طول عمر میخوام. خدا بزرگه ولی ما انسانها داریم دستی دستی اون روزا رو از خودمون میگیریم. با این روند تا ۳۰ سال دیگه نه طبیعتی باقی مونده نه ماهیی. گفتم شروعش سخته. آره. حالا که شروع شد تمومیش سخته. نه بابا! باید واسه پستهای بعدی هم چیزی باشه. تازه نمیخوام پستهام طولانی باشه. دوستان عزیز! نظراتتون رو دریغ نکنید. بیایید با هم به فکر آینده باشیم. خوب میدونم با نوشتن تو وبلاگ طبیعت درست نمیشه. ایده ها و تجربه های شما دوستان خیلی کمک میکنه. البته نوشتن هم شاید کسایی رو به جمع دوستداران طبیعت اضافه کنه. هر نظر و فکری برام عزیزه. مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتماً موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. برچسبها: طبیعت |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||
|
مقدمه:
ما همه سرنشينان يك كشتي هستيم؛ كشتي جهان كه گهواره و محل زيست و پرورش انسان است و اين نقش يگانه را براي خود حفظ كرده است. اما جنگ و تخريب طبيعت و محيط زيست دو تهديد اصلي براي اين كشتي و آينده بشريت محسوب مي شود. تهديداتي كه ريشه در تمايلات منفي دروني، فزون خواهي و برتري جويي بشر دارند و هر يك به تنهايي يا با هم مي توانند آينده دشوار و تاريكي را براي جوامع انساني رقم زنند. همانگونه كه تاكنون صدمات و ضررهاي جاني و مالي فراواني را بر بشريت تحميل كرده اند.
پيوستگي زندگي مادي و معنوي انسان با طبيعت امري قطعي و زمينه ساز تعالي و پيشرفت اوست. طبيعت سرشار از مواهب الهي علاوه بر اينكه منابع فراواني را رايگان در اختيار بشر قرار داده، الهام بخش و از عناصر اصلي رشد معنوي او به شمار آمده و سبب آرامش فكري و روحي انسان ها و منشاء خلاقيت و نوآوري است.
صلح نيز هدف غايي بسياري از تلاش هاي جهاني و آرماني هميشگي براي بشريت محسوب مي شود كه متاسفانه در حال حاضر دستيابي به آن به ويژه با حفظ صفت عادلانه و پايدار، دشوارتر و پيچيده تر از گذشته مي نمايد. چه ستيزه ها و جنگ ها كه به نام صلح و برقراري آرامش رخ نداده و چه ظلم و ستم هايي تحت اين نام مقدس شكل نگرفته است.
خداوند بشر و جهان را با صلح و بخشندگي آغاز كرد و اين كليد همه معارف بشريست. حيات به معني محيط زيست و صلح به معناي سلام و آرامش از نشانه هاي حقيقي خالق وجودند. اما منازعه قدرتمندان براي غلبه، استيلا و بهره برداري هر چه بيشتر از موجودات و منابع حياتي نافي اين صفات عالي و هدايت گر است. خشونت، تروريسم، اشغال مسلحانه، مناقشات قومي و بالاخره جنگ زاييده افكار نا آرام بشري و انسان هايي فاقد آرامش درون است. در حقيقت صلح با انسان ها و طبيعت فقط مي تواند پس از صلح انسان با خويش معني يابد. از اين رو براي رفع خشونت و جنگ و تغيير روند تخريب و نابودي طبيعت بايد افكار و سياست ها و قلب ها و جان ها را متاثر نمود تا رويكردها تغيير كند.
جهان امروز به گفتمان مستمري نيازمند است كه بتواند به تغيير نگرش ها، سياست ها و رفتارها منتهي شود. اين فرآيند از سطح بين المللي دولتي و رسمي تا سطوح ملي و مدني بايد گسترش يابد و به تلاشي فراگير و گسترده بيانجامد. سازمان سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان متولي حفاظت از محيط زيست به خوبي مي توانند عهده دار اين مهم شود.
در عرصه هاي ملي و بين المللي گفتمان محيط زيست اهميت و جايگاه قابل توجهي دارد و در قالب موضوعات متنوع و مبتلابه جوامع مي تواند زمينه ساز ايجاد تفاهم و درك مشترك در سطوح نخبگان فرهنگي و سياسي شود و مسيرهاي ناشناخته و تاريك گذشته را با تاباندن نوري فراگير و دركي نوين از معادلات جهان هستي روشني بخشد.
اصول مرام نامه ( اشخاص حقيقي): 1- اينجانب تبعيت كامل خود را از اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ( اصل پنجاهم : در جمهوري اسلامي حفاظت از محيط زيست كه نسل امروز و نسل هاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشد وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليت هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند ممنوع است.) اعلام و با الهام از اين اصل معتقدم كه محيط زيست تضمين كننده حيات رو به رشد نسل كنوني و نسل هاي آينده است و بايد مورد حفاظت و حمايت قرار گيرد.
2- اينجانب باور دارم كه محيط زيست و طبيعت به عنوان بستر واقعي براي بقاء و تعالي انسان ها و پيوند دهنده آرمان هاي مشترك بشري و صلح و دوستي بايد همواره مورد احترام و حفاظت قرار گيرد.
3-اينجانب معتقدم اجتناب از بروز هرگونه تنش، جنگ، آشوب و بي نظمي به عنوان نابود كننده محيط زيست و تلاش در جهت ارتقاء نقش صلح و قانونمندي در جهت حفظ محيط زيست بايد سر لوحه اهداف سازمان ها، موسسات و اشخاصي باشد كه در زمينه محيط زيست فعاليت مي كنند.
4-اينجانب با پذيرش صلح، محيط زيست و توسعه به عنوان مباني و اصول منسجم توسعه پايدار و پيشرفت ملت ها از جمله ملت ايران ، تحقق اهداف توسعه پايدار را وظيفه خود تلقي مي كنم.
5-اينجانب دستيابي به صلح پايدار و عادلانه از طريق گفتگوي تمدن ها و تعامل بين فرهنگ ها و اديان را از عوامل موثر حفظ محيط زيست دانسته و همواره در جهت تحقق آن كوشش خواهم كرد.
6-از آنجا كه فقز و گرسنگي، فقدان بهداشت، بي سوادي، ظلم و تعيض مردم هر كشوري را از داشتن يك زندگي مناسب پايدار و دستيابي به محيط زيست سالم محروم خواهد كرد، تلاش در جهت برقراري عدالت اجتماعي و رفع تبعيض در ابعاد گوناگون از جمله بين فقير و غني، زن و مرد، اقوام مختلف و غيره براي ارتقاء كيفيت زندگي و آينده اي بهتر مورد تاكيد اينجانب است.
7-با اطمينان از اينكه دستيابي به صلح و توسعه پايدار و حفظ محيط زيست از طريق تقويت انديشه زيست محيطي، فرهنگ سازي و ارتقاء دانش و آگاهي هاي عمومي تحقق مي يابد، اينجانب تلاش دراين جهت را از اهم وظايف خود تلقي مي كنم. 8-پاي بندي به اصول و قوانين و مقررات زيست محيطي و احترام به قواعد بين المللي در زمينه صلح و محيط زيست و ايجاد ارتباط زيست محيطي براساس احترام متقابل همواره سر لوحه ديدگاهها و فعاليت هاي اينجانب قرار دارد.
9-اينجانب با اعتقاد به مشاركت عمومي در سطوح محلي، ملي، منطقه اي و بين المللي تشويق و تقويت زمينه هاي مشاركت فعال مردم و ارتباط بين سازمان ها وتشكل هاي غير دولتي زيست محيطي را به منظور پايداري صلح عادلانه و محيط زيست بر خود فرض مي دانم.
10- گسترش توانمندي و روحيه همكاري براي حفاظت از محيط زيست و ايفاي نقش چشمگير در عزم ملي براي توسعه پايدار و كمك به اقدامات و تدابير پيشگيرانه در زمينه سياست ها، برنامه ها ، طرح ها و فعاليت هاي اثرگذار بر محيط زيست از اهداف اصولي اينجانب است.
نام و امضاء
منبع: پورتال سازمان حفاظت از محیط زیست (http://www.irandoe.org/portal/Home/Default.aspx?CategoryID=6a63bdf4-1876-462c-9eeb-ab12221d68ff) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||