دوست عزیزی درباره نحوه کنترل ماهی بعد از برداشتن قلاب سوال پرسیده بودند. در حقیقت نحوه بازی کردن با ماهی که ما ایرانیان به آن مبارزه با ماهی می گوئیم. البته در سایتهای خارجی نیز از این لفظ استفاده میشود لیکن اصطلاح غالب "بازی کردن" است.

بگذریم! ظاهرا از لحاظ برنامه کاری وبلاگ تقریبا در جایی هستیم که بتوان در این باره نوشت. قبلا جستجوی زیادی انجام داده بودم و حتی یک مقاله بدرد بخور نیز بدست نیاورده بودم. ابتدا قصد داشتم این سوال را بی جواب بگذارم و یا به دوستان دیگر محول کنم اما بعدا تصمیم گرفتم دانسته های ناقص خودم را در قالب یک پست در وبلاگ بگنجانم. دوستان زیادی قبلا این ایراد را به بنده وارد می کردند که چرا از تجربیات خودم نمی نویسم. فقط یک علت دارد. بنده خودم را در حدی نمی بینم که با وجود بازدید کنندگان مجرب در وبلاگ، این ادعا را داشته باشم که مطلب می نویسم و به همین جهت سعی کرده ام حتی برای سوالات دوستان نیز دنبال پاسخ در مقالات خارجی باشم و الا اگر قرار باشد مطالب بی سر و ته در وبلاگ قرار گیرد حداقل بدون دانش نیز میتوانم صدها صفحه مطلب بنویسم که خودم هم از مفهوم آن سر در نیاورم. اگر در این مورد نیز مطلبی می نویسم از روی ناچاری است. اگر اساتید و پیشکسوتان ماهیگیری مطلبی داشته باشند با کمال میل در وبلاگ قرار میدهم. و در اینجا ذکر این نکته را نیز ضروری میدانم که بنده علیرغم سابقه نسبتا طولانی در ماهیگیری خودم را صاحب چنان دانشی نمی بینم که برای استفاده عموم مطلبی بنویسم. اگر این جسارت را کرده ام صرفا از روی تجربیاتم برای استفاده افرادی نوشته ام که شاید از لحاظ سابقه ماهیگیری از بنده کم تجربه تر باشند. و امیدوارم اساتید این جسارت را نادیده بگیرند.

در اکثر مقالاتی که بزرگان کپورگیری دنیا توصیه هایی به تازه کارهای دنیا می کنند این مطلب را بیان می دارند که "ابتدا به سایز ماهی توجه نکنند بلکه باید به تعداد زیاد صید بیشتر تمایل نشان دهند" چون به عقیده این ماهیگیران مجرب، یادگیری بازی کردن با ماهی و کنترل کپور با چوب کاری است که با تجربه و آزمون و خطاهای بسیار دست یافتنی است.

بنده نیز ابتدا فکر میکردم باید این کار را آموخت. درست هم فکر می کردم. معلم خوبی هم داشتم: تجربه. آن اوایل آنقدر هیجان زده می شدم که انگار از فاصله زیاد با ماهی کشتی می گرفتم. هر چه از دیگران نحوه بازی کردن و کنترل را می پرسیدم در زمان عمل، نتیجه و عملکرد چیز دیگری بود. عمده دلیلش همان هیجان بود. در آن حین نمی توانستم به غیر از بیرون آوردن ماهی به چیز دیگری فکر کنم. اشتباهم نیز همین بود. البته اشکالی ندارد چرا که فرار متوالی ماهیها درسهایم را بارها و بارها از من می پرسید. آنقدر ماهی از دست میدادم که گاه در ماهیگیر بودن خودم شک میکردم. اما خطاها درس بودند. هر بار که یک ماهی فرار می کرد به راحتی دلیل آن قابل شناسایی بود. مگر اوقاتی که معلوم بود قلاب خوب گیر نکرده است و.... غرض از این مقدمه این بود که بنده نیز دوستان تازه کار را به تمرین و تجربه دعوت میکنم اما چیزهایی را در مدتی طولانی تجربه کرده ام که شاید ذکرشان چندان بی ضرر هم نباشد. قبل از نوشتن نظراتم یک مورد را باید عرض کنم، موردی را که به نظر من شاه کلید معماست: عجله ماهی را به تور ماهیگیری شما نخواهد رساند. هیجان حاصل از صید را به سوی کسب انرژی مثبت کانالیزه کنید. اگر فکر نکنید بازنده خواهید بود. اگر هیجان فرصت تفکر را بگیرد به احتمال قوی ماهی را نیز خواهد گرفت. در صورتی که قلاب خوب گیر کرده باشد و شما درست کنترل کنید ماهی فرار نمی کند حتی اگر نیم ساعت یا بیشتر در آب با ماهی بازی کنید.

قبلا مطلبی درباره کشیدن ماهی بزرگ به خشکی در وبلاگ قرار گرفته است. ضمن توصیه به مطالعه آن، نکاتی چند را متذکر می شوم. قبل از هر چیز باید بگویم که طبق مشاهدات بنده، و در صورتی که اشتباه نکنم، در کشورمان حداقل 50 درصد ماهیگیران تور برداشت ماهی (چاک) ندارند. و از میان کسانی که از این تور استفاده می کنند نیز اکثرا چاکهایی داریم که قابلیت چاک زدن ماهی بزرگ را دارا نیستند.

یا مکـــــن با پیل بانان دوستی

یا بنا کن خانه ای در خورد فیل

اگر میخواهیم ماهی بزرگ بگیریم باید لوازم صید را هم داشته باشیم. نبود چاک باعث فرار ماهیهای بزرگی شده است که هرگز مرارت آن فرارها از خاطر من محو نخواهد شد. قبل از اقدام به صید سعی کنیم چاک مناسب داشته باشیم. در صورت نبود چاک نیز بنده تجربه ای دارم که در پایان خواهم آورد.

اولا بعد از پرتاب از باز بودن کلاچ تا حدی که نخ نسبتا راحت از چرخ باز شود اطمینان حاصل کنیم. البته در صورت عدم صید و جمع کردن نخ حتما کلاچ را ببندیم تا نخ شل جمع نشود. یکی از علل گره خوردن و بهم پیچیدن نخ همین موضوع است. باز نبودن کلاچ در زمان برداشته شدن طعمه می تواند مشکلات زیادی را گریبانگیر شما کند. از جمله این مشکلات می توان به کشیده شدن چوب به داخل آب، فشار زیاد در فرار اولیه ماهی و از هم گسیختن اتصالات شما و فرار ماهی، پاره شدن دهان ماهی در اثر فشار بسیار زیاد فرار اولیه، یا حداقل در هم شکستن چرخ ماهیگیری شما در صورتی که چوب را محکم به جایی بسته باشید. استفاده از کلاچ در کل مراحل بازی با ماهی ضروری است. البته باید مقدار بیروندهی نخ کلاچ را بسته به فشار ماهی کم یا زیاد کنیم. باید دقت کنیم که نخ را هرز جمع نکنیم. و نیز اینکه بعد از مقداری جمع کردن با کلاچ شل، فشار زیاد و جمع کردن با کلاچ سفت به گره خوردن بعدی نخ نیز منجر خواهد شد.

همانگونه که قبلا عرض کردم بعد از اینکه ماهی قلاب را برداشت اصل اول خونسردی است. افرادی که در اطراف شما هستند اصلا نمی دانند ماهی در چه مسیری و چگونه حرکت میکند چون چوب دست شماست. به اطرافیان هیچ توجهی نکنید. اضطراب مسری است. من یادگرفته ام در زمان بازی با ماهی کمی در گوشهایم احساس سنگینی کنم.

بعد از برداشتن چوب و متمرکز شدن، باید دقت کنیم که سر چوب ماهیگیری در هر حالتی بالا نگه داشته شود. افرادی را دیده ام که سر چوب را آنقدر پایین می آورند که در راستای نخ داخل آب قرار می گیرد. این یکی از رایج ترین خطاهای ماهیگیری است. اولا اگر دقت کنیم در صورت بالا نگه داشتن نوک چوب، فشار ماهی بین سه قسمت تقسیم می شود: چوب، چرخ، و دستان ما. اما در صورتی که چوب در راستای نخ درون آب به پایین آورده شود تنها مهار کننده فشار ماهی، چرخ ماهیگیری خواهد بود. آیا شما در هم شکسته شدن چرخ ماهیگیریتان را دوست دارید؟ هیچ کس دوست ندارد. از طرف دیگر یکی دیگر از اصول بازی با ماهی، سفت و کشیده نگه داشتن نخ است که در صورت پایین بودن نوک چوب این امر واقعا محال است چون نمیتوان با جلو و عقب بردن چوب نخ را همچنان سفت نگه داشت. و ایراد دیگر پایین بودن نوک چوب ماهیگیری عدم توانایی ماهیگیر در پمپ نمودن ماهی است. پمپ نمودن چیست؟ اساسی ترین عامل موفقیت. نمیدانم چگونه با کلمات این کار را توصیف کنم. به هر حال سعی ام را میکنم.

نمی توان چوب را در یک نقطه نگه داشت و فقط با اتکا به نیروی چرخ نخ را جمع کرد. کمتر چرخی در این حالت دوام می آورد. بهتر است بگویم دوام نمی آورند. از طرف دیگر ماهی ماشین نیست که بخواهیم آن را بکسل کنیم. سرعتی یکنواخت و مداوم در جمع کردن نخ قطعا نتیجه خوبی در بر نخواهد داشت. برای پمپ کردن ضمن در نظر گرفتن حرکتهای رو به جلو (به طرف ما) و رو به عقب ماهی، چوب را تا حد ممکن به عقب کشیده و در حین پایین آوردن نوک چوب تا حد مشخصی (نه بیشتر از اندازه قد خودمان) نخ را آرام جمع می کنیم. برخی از ماهیگیران مجرب عمل پمپ را به این صورت انجام می دهند که در غالب اوقات مبارزه کلاچ کاملا باز است و با دست چپ که روی اسپول می گذارند عمل پمپ را انجام می دهند. حسن این کار این است که در صورت واکنش ناگهانی ماهی در زمان اندکی، کلاچ به حالت باز و رونده کامل در می آید. ماهیگیر معروف،جان پورتر، از انگشت کوچک برای مهار اسپول استفاده می کند که کاری زیباست.  کلاچ را در وضعیتی متعادل باز می گذارد و با فشار ماهی کلاچ به صورت دنده دنده باز میشود. علی رغم سادگی ظاهری تنظیم این کار برای ماهی با سایز های مختلف مشکل است و اگر با دقت انجام نشود احتمال فرار ماهی زیاد است. یکی از هم تیمی های جان که سن نسبتا بالایی هم دارد کلا از کلاچ استفاده نمی کند .چرخ را در حالت بیت رانر قرار داده و بعد از تقه زدن و برگشت ضامن مربوطه اصلا کلاچ را باز نمی کند و در زمانی که ماهی فشار می آورد دسته را در جهت مخالف چرخانده و نخ را به صورت دستی آزاد می کند. البته در حین انجام پمپ نیز دقت می کنیم که نخ شل نشود. یعنی اصل سفت بودن نخ را در کلیه مراحل رعایت می کنیم. باید دقت شود که پمپ کردن را زمانی انجام دهیم که یقین داشته باشیم کنترل نسبی بر ماهی داریم. کنترل نسبی؟

بلی. نمی توانیم بگوییم در کل زمان بر روی کپور کنترل داریم. زمانی که ماهی با فرارهای انفجاری به چپ و راست می رود یعنی دارد از کنترل ما خارج می شود. نمی توان در این حالت عمل پمپ را انجام داد. در چنین صورتی باید ابتدا کنترل ماهی را دوباره به دست بگیریم. چگونه؟ باید سر ماهی را کنترل کنیم. یعنی زمانی که ماهی به طرف چپ ما شنا می کند باید سر چوب را در بالا کمی به سمت راست متمایل کنیم و بر عکس. با این کار خواهیم توانست کنترل ماهی را به دست گیریم. این کار را میتوان با دیدن فیلمهای ماهیگیری کپورگیران مجرب به طور محسوس شاهد بود. البته کنترل کردن چوب ماهیگیری با ساعد را فراموش نکنیم. اینگونه نگه داشتن چوب کنترلی واقعا عالی را به ما ارزانی خواهد داشت. نمیتوان کپور را همچون سیستم ترولینگ با چوب روی شکم کنترل کرد. نه اینکه اصلا امکانپذیر نباشد بلکه واقعا سخت است. البته برای کنترل چوب با ساعد لازم است فاصله انتهای چوب تا چرخ ماهیگیری فاصله معقولی باشد.

وقتی ماهی به نزدیکی ساحل برسد دوباره حرکتهایش انفجاری تر خواهد بود. همانند همه موجودات زنده آخرین تلاشهایش را می کند. در این مرحله باید با اعتماد به نفس بیشتری عمل کرد. انجام دقیق آنچه در بالا آمد کمک شایانی خواهد کرد.

باید زمانی به بیرون آوردن ماهی از آب اقدام بکنیم که از خسته شدن ماهی مطمئن باشیم. و در اینجاست که یک چاک خوب یاور همه جانبه ماست. ماهی را با سر به سوی چاک راهنمایی کنید. چرا که با این حالت، در صورت بیرون آمدن اتفاقی قلاب از دهان ماهی، مسیر شنای ماهی به داخل چاک خواهد بود. گفته بودیم اصلا نباید اجازه دهیم نخ شل شود. یک تبصره به آن اضافه می کنیم. استثنائا زمانی که مطمئن شده ایم سر ماهی تقریبا در درون یا مسیر چاک است نخ را شل می کنیم تا ماهی به درون چاک شنا کند. در صورت نبودن چاک، نخ را تا حدود 5 متر مانده جمع کنید و سپس تلاش کنید ماهی را به جایی در ساحل راهنمایی کنید که شیب نسبتا ملایمی داشته باشد؛ این شیوه در جاهایی که اختلاف ارتفاع زیاد باشد کاربرد ندارد. سپس نوک چوب را از همان سمت خودتان مقداری پایین آورده و به آرامی عقب بروید تا ماهی به خشکی برسد. البته در صورت امکان ماهی را حدود دو متر به ساحل بکشید و سپس به آن نزدیک شوید. در حین نزدیک شدن مراقب باشید. ماهی به اطراف پرش خواهد کرد. در صورت امکان قبل از هر چیز دستتان را به آرامی روی چشم ماهی قرار دهید. البته نه به صورتی که با دست چشم ماهی را لمس کنید بلکه دست را به صورت کاسه مانند گرفته و چشم ماهی را به منظور ایجاد تاریکی بپوشانید.

مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته ها و تجربه های نویسندگان وبلاگ. 2- ترجمه هایی که توسط نویسندگان انجام می گیرد و منبع آن هم حتما موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذاریم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.


برچسب‌ها: صید کپور, تکنیکهای صید کپور, فیلم صید کپور, تاکتیکهای صید کپور
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ساعت   توسط طبیعت - ماهیگیری  |