|
نوشته: Tim Richardson برگرفته از: http://ezinearticles.com عنوان مقاله هر چه را که لازم است میگوید. این مقاله درباره رموزی بسیار محرز درباره کپورهای بزرگ است که حتی داشتن بهترین ریسه ها، طعمه ها، و وسایل نیز نمیتواند شما را به آن درجه برساند. بنابراین آن را تا پایان بخوانید. بخشی از عوامل مخفی برای موفقیت در صید کپور به منطق بستگی دارد.اگر شما کپورها را به منزله سگ در نظر بگیرید و درباره آنها به عنوان موجوداتی فکر کنید که میتوان آنها را شرطی کرد، خواهید دید که هر آنچه که از سوی ما ماهیگیران انجام شود و ماهی را از طعمه های ما بترساند صید کپور را سخت خواهد کرد. منطقی است که فرض کنیم بسیاری از ماهیگیران زندگی را برای کپور بسیار دشوار میکنند والا صید کپورها بسیار راحتتر خواهد بود. حقیقت این است که اغلب روشهای یک فرد کپورگیر معمولی - البته نه همه روشهای او- ماهیها را برای سخت صید شدن عادت میدهند. اما این چگونه روی میدهد؟ کپور موجودی است که به طور غریزی برای بقا، به وسیله مرتبط ساختن هر چیزی با خطر و تهدید و یا شانس برای امنیت یا انرژی فوق العاده به شکل تغذیه دارای انرژی، برنامه ریزی شده است. بین این دو نهایت فاصله زیادی نیست. زمانی که یک کپور محتاط با احتمال وجود خطر در یک طعمه یا موقعیت یا شرایط به حالت آماده باش در بیاید، حتی اگر بخواهد تغذیه کند این کار را با وسواس بی نظیری انجام میدهد. متاسفانه، بسیاری از ریسه ها و طعمه های استاندارد و تاکتیکهای صید که مثلا یک سال پیش موفق بودند شاید امروزه، به اندازه زمان معرفی به آن آب بخصوص، نتیجه بخش نباشند. کپورها به روشهای زیادی در جامعه خودشان ارتباط برقرار میکنند.شاید این را باور نکنید ولی فقط این موضوع را در نظر بگیرید که چگونه در زمانی که در طول روز حتی یک کپور هم دیده نشده، در زمان بخصوصی چندین کپور باهم از آب بیرون میپرند. کپورها خیلی چیزها را به روشهای متنوعی برای هم بیان میکنند. از این روشها میتوان به نحوه نگه داشتن بدن، متدها و سرعت شنا، و آزاد کردن هورمون برای جلب توجه جفت اشاره کرد. نحوه عمل محرکهای هورمونی طعمه ها بر روی ماهی نر به اینگونه است که با مهاجم کردن این ماهیها، احتمال یافتن این طعمه ها توسط ماهی را افزایش میدهند. به طرز مشابهی، تصور بر این است که قدیمی ترین افرادی که از موی زنان برای ریسه مویی استفاده کرده و بهترین صیدها را داشتند از هورمونهای زنانه موجود در این موها بهره می جستند. برای کپورگیران و حتی دیگرماهیگیران با تجربه خبر جدیدی نیست که یاد بگیرند که اگر طعمه ای به عنوان مشکوک از طرف یک ماهی تشخیص داده شود ماهیان دیگر آن ناحیه نیز قادر به شناسایی و تعیین محل آن خواهند بود و آن طعمه بدون حتی یک آزمایش اولیه از سوی ماهیها به طور کلی نادیده گرفته خواهد شد. و این یعنی شاید حرکت دادن طعمه ها در فواصل زمانی مرتب ایده بهتری باشد تا اینکه آنها را در یک نقطه قرار دهیم. شاید طعمه و ریسه ما نیز علامتگذاری شده باشد! این نوع رفتار در آبهای کوچک با ماهی زیاد و نیز آبهایی که فشار ماهیگیری زیاد باشد یک رویداد شایع است.ماهیگیری به منظور صید کپورهای بزرگ و محتاط بیشتر به بازی شطرنج شبیه است. در این بازی تمام تلاش شما بر این است که به وسیله وسایل و طعمه ها و تاکتیکهای مناسب و ماهرانه به ماهی احساس نهایت امنیت را منتقل کنید و همچنین از ورود آزار دهنده و رقیبانه فعالیتها و طعمه های ماهیگیران دیگر اجتناب نمایید. چند سال قبل در دریاچه ای صید میکردم که یک ماهیگیر متوسط در بیش از 70 درصد جلساتش ناموفق بود. عامل مخفی در اینجا این بود که چون دریاچه بسیار کوچک بود تمام ماهیها از فعالیتهای ماهیگیری مطلع بودند و میدانستند که چه زمانی و کجا ماهیگیران در کنار آب هستند. اما خود ماهیگیران به خودشان هم کمکی نمیکردند. در یک آب غنی و کوچک که سالها ماهیگیران ماهیها را با انواع طعمه ها و روشها چکش کاری کرده اند، کپورها به آسانترین روش ممکن پاسخ میدهند و شروع به دوری از غذاهای آشنا نموده و تغذیه به وسیله غذاهای طبیعی را الگوی خود قرار میدهند. [ در اینجا ذکر نکته ای ضروری است. شاید تصور کنیم که در بعضی آبها غذای طبیعی نیست و حتما ماهیها به غذاهایی که توسط افراد ریخته میشوند نیاز دارند. اما این تصور صحیح نیست. مقاله ای تحقیقی درباره انواع و مقدار غذاهای طبیعی در یک دریاچه کوچک در مرکز لندن خواندم که متعجبم کرد. ترجمه چنان مقالاتی در برنامه ام نیست. ولی به طور خلاصه عرض کنم که نویسنده تخمین زده بود که مقدار غذای طبیعی موجود در آن آب در آن واحد برای کسب انرژی تمام ماهیهای آن آب به مدت دوسال کافی بوده و ماهیها در صورت کمبود غذا به آن روی می آورند.] این دریاچه 6 هفته از وقت مرا در ژوئن و جولای سال 2003 برای گرفتن 60 ماهی از 20 تا 30 پوند [بین 9 و 14 کیلو] و 10 کپور از 30 تا 40 پوند[بین 14 و 19 کیلو] به خود اختصاص داد که این صید در آن زمان غیر قابل باور بود. در تمام سال 2003 آن دریاچه برای سایر ماهیگیران فقط یک ماهی بزرگتر از 15 کیلو ارمغان داده بود. به نظر شما چه معجزه ای در کار بود که من آنقدر موفق بودم. معجزه ای در کار نبود. اگر بخواهم به سال 2003 برگردم به یاد می آورم که ماهیها مانند شبح رفت و آمد میکردند و تعیین محلشان ممکن نبود. و من تصمیم گرفتم مدتی به این آب یک طعمه خانگی کاملا جدید معرفی نمایم. میدانستم کاملا جدید است چون خودم آن را ساخته بودم. اساسا آنها را به طریقی ساخته و به آب معرفی کردم که قبلا هیچ ماهیگیری این کار را نکرده بود. اما به خاطر اینکه ماهیها خیلی محتاط بودند 5 روز و 4 شب این طعمه پاشی را انجام دادم و با اینکه میدیدم ماهیها روی طعمه ها شنا میکنند، حتی یک ماهی نیز نگرفتم. در شب پنجم یکی از بزرگترین ماهیان آن دریاچه که بیش از 16 کیلو وزن داشت طعمه را برداشت. حتی در زمان برداشته شدن طعمه توسط این ماهی از نحوه حرکت ماهیها مشخص بود که بزرگترین ماهیها روی طعمه ها در حال خوردن از طریق فیلتر کردن ذرات ریز طعمه بودند ولی هنوز به برداشتن طعمه کامل اقدام نمیکردند. دلیل این امر این بود که قبلا با طعمه درسته صید شده بودند و میدانستند که باید از آن دوری کنند. [عین ماهیهای ما!!!!!!!!!!!!!!] این موضوع امروزه نیز در بسیاری از آبهای محل صید کپور وجود دارد. [عین آبهای ما!!!!!!!!!] من به وسیله وسعت غریزه بقای کپور شوکه شده بودم چراکه دوباره 5 روز و 4 شب بدون حتی یک ضربه سپری کردم. و دوباره شب پنجم و یک ماهی بزرگ دیگر. این یکی هم بیشتر از 16 کیلو. بعضی وقتها این امر که کپورها غذایی را امن ارزیابی کنند واقعا پروسه زمان بری خواهد بود. اما زمانی که این امر محقق شود صاحب آن طعمه پاداش خود را خواهد گرفت. اما این هم به این معنی نیست که حتما باید همه ماهیهای بزرگ یک آب را شما بگیرید. اغلب ماهیان بزرگتر جوانترها و کوچکترها را برای تست طعمه پیشمرگ میکنند. به خاطر می آورم که زمانی برای صید بزرگترین ماهی کپور دریاچه "اسکس لیتل گرنج " طعمه پاشی میکردم و و دو ماهیگیر در آنجا با یک طعمه جدید فقط ماهیهای کوچک میگرفتند. بعد از 4 ماه شنیدم که با آن طعمه جدید تروفه ای را گرفته اند که ماهها دنبالش بودند. برمیگردم به سال 2003 و دریاچه ای که ماهیهای 16 کیلویی را گرفتم. یکی از آن ماهیهای بزرگ را دو بار در عرض 10 روز گرفتم. در آن سال هیچ کس یک ماهی را دو بار نگرفت. اما این طعمه جدید نتایج جالب دیگری هم داشت. وقتی شروع به انداختن قلاب به محلی دور از محدوده طعمه پاشی و همیشگی خودم کردم، 2 کپور از بزرگترین ماهیان آن آب را که هر دو بیش از 17 کیلو وزن داشتند صید کردم. این موضوع درسی به من آموخت. به احتمال قریب به یقین هیچ وقت به وسیله سایر ماهیگیران صید نمیشدند چون این ماهیگیران عکس کوچکی از ماهی در دست داشتند و به دنبال همان آمده بودند. این عکس ایده های بدون مطالعه خودشان بود که اغلب اسیر سنتها بودند و اینکه چه کسی در چه زمانی با کدام طعمه ماهی بزرگ صید کرد. رک و پوست کنده، من معتقدم که کپورهای محتاط طعمه های آنها را بین لبهایشان بر میداشتند و تا فاصله ای می بردند و می انداختند. منتظر می شدند. زمانی که مطمئن می شدند به نخ وصل نیست و امن است آنها را می خوردند. تک ضربه های بلندی که در بازرهایم میشنیدم مرا نسبتا مطمئن میساخت که در زیر آب چه میگذرد. یکی از بدیهی ترین راه حلهای این موضوع این بود که در ناحیه ای دور از محل طعمه پاشی قلاب بیندازم. و با تغییر نوع ریسه و ابداع یک ریسه جدید، فرصت حمل بیشتر طعمه بدون حس نخ را برای ماهی ایجاد کنم. من اینکار را کردم. این جادو عمل کرد. 7 ماهی دیگر بیش از 14 کیلو و همه آن 60 ماهی بین 9 و 14 کیلو زمانی صید شدند که ماهیگیران دیگر کتاب میخواندند. اما این نتایج فقط یک حلقه بازخوردی از زیرکی هوشیارانه در مورد فاکتورهای مخفی بود که مسایلی مانند نحوه پاسخدهی ماهی به هر گونه تهدید ناشی از علایم وجود ماهیگیر در کنار آب، هرگونه نخ مشخص در آب، طعمه پاشی ناشیانه، استفاده از تاکتیکهای اشنا و تاریخ گونه، و روش لو رفته معرفی طعمه جدید، شکل طعمه و نحوه طعمه زنی به قلاب و ریسه را شامل میشدند. ماهیگیران متوسطی که در آن آب صید میکردند فکر میکردند که این آب فقط یک بلیط بخت آزمایی و تجاری یک روزه است. عکسهای ماهیگیرانی را که سابقا از آنجا ماهیان بزرگ گرفته اند را میدیدند و فکر میکردند که با تنبلی تمام میتوانند تمام آن آب را بدون تلاش و اندیشه از ماهی خالی کنند. نکته در اینجاست که صید کپورهای بزرگ محتاط و هدف گذاری برای صید مداوم آنها کار افراد ترسونیست. میگویم ترسو چون از روشهای جدید میترسند. آری کار افراد ترسو نیست بلکه امری است که توجه به جزئیات و تلاش را می طلبد. تلاشی که بسیاری از ماهیگیران از نام آن هم واهمه دارند. رازهای صید کپور بزرگ، مطالعه ماهیها، حواس آنها، رفتارهای سازگارکننده و دینامیک آنها در پاسخهای مستقیم و غیر مستقیم به هر چه که ما برای گرفتنشان انجام میدهیم و نحوه بهره برداری از مشاهداتمان را شامل میشود. شما در مجلات چیزهای بسیاری را درباره طعمه ها، ریسه ها، و وسایل جدید میبینید، برای بهره برداری درست از این عجایب شما باید بدانید که ماهیهای آب مورد نظر شما چکار میکنند، چگونه این کارها را انجام میدهند و چرا اینگونه رفتار میکنند. تلاش برای پاسخ به سه سوال بالا درهای جدیدی را به موفقیتهای پیش روی شما بارها و بارها خواهد گشود و دوستان ماهیگیر شما را در حال تماشای شما و خاراندن سرشان باقی خواهد گذاشت چراکه چنین اوامری در دنیای پرترافیک صید کپور مخفی مانده اند. حتی نصب بهترین ابزار ماهیگیری در کنار آب نیز گرفتن کپور بزرگ توسط شما را تضمین نمیکند مگر اینکه ماهیها را درک کنید. مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتما موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. برچسبها: صید کپور, تکنیکهای صید کپور, ریسه صید کپور, طعمه کپور |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ۵ آذر ۱۳۸۹ساعت توسط طبیعت - ماهیگیری
|
|
||