نوشته: Tim Richardson برگرفته از: http://www.baitbigfish.com

[خودم فکر میکنم یکی از زیباترین پستهایی که تا امروز زده ام همین پست باشد. نمیگویم مفید. شاید مطلب زیادی نداشته باشد. امیدوارم قابل استفاده باشد. منتظر نظر دوستان هستم.]

اگر فکر میکنید که کپور بزرگ ارزش تلاش برای صید را دارد، تنها نیستید و این روزها همین موضوع یک مشکل بزرگ است. صید کپور به یک حرفه و تجارتی بزرگ تبدیل شده و ماهیگیران تازه کار هر روز و هر روز دارند تعداد موجود و زیاد کپورگیران را به صورت تصاعدی بالا میبرند و این عرصه دارد بسیار شلوغ و رقابتی میشود. ما با استفاده زیاد از لوازم ، طعمه ها و متدهای متوالی،  خودمان را قربانی استفاده از این روشها میکنیم و کپورها به زودی در مورد طعمه ها، و ریسه های آشنای ماهیگیران در آبهای دارای ماهی بزرگ هوشیار میشوند. طعمه های مغذی دارای توازن خوراکی هنوز به صورت مستمر خورده میشوند چون آنها منابع غذای ارزشمندی را مهیا میکنند که لجستیک کپورها را پشتیبانی میکنند. اما مطمئنا ماهیها از فعالیتهای ماهیگیری ما آگاهند و با تغییر رفتارهایشان به آنها پاسخ میدهند.

کسانی که به این موضوع اعتقادی ندارند در خارج از گود پر رقیب صید کپور میمانند. کپورگیران به طور تاریخی مجبور بوده اند مانند قهرمانان ملل به طور مستمر بر مشکلات غیر قابل شمارش این راه فائق آیند و همین یک نکته است که همه ما را کپورگیر نگه میدارد. و با وجود این اختلافات  بین دنیای مدرن کپورگیری و فشار وارد بر آبهای دارای کپور در مقایسه با 40 سال پیش اشتراکات بسیار اندکی وجود دارد. امروزه یک ماهیگیر کاملا تازه کار میتواند همه چیز را بخرد؛ از طعمه و ریسه و کتاب گرفته تا دی وی دی های عالی و غیره. در حقیقت همه چیز را میتواند بخرد جز تجربه. او میتواند با داشتن یک طعمه بسیار عالی و امتحان شده، مقداری اعتماد بنفس را داخل کیسه بخرد، اگرچه اصلا نمیداند این طعمه چگونه کار میکند. در مورد چوب و چرخ و سایر ملزومات هم این موضوع صادق است. هر آیتمی برای حل یک مشکل تولید شده است.

در حقیقت چوب و چرخهای پرتاب بلند، سربهای سنگینتر، دی وی دی های آموزش پرتاب، و حتی دروس تا حد زیادی نتیجه عملکردهای خودمان است که کپورها را مجبور کرده اند تا برای پناهنده شدن تا حد ممکن از ساحل فاصله بگیرند. 40 سال پیش چنین فواصلی برای ماهیگیران چیزی بیش از یک امر تعجب آور بود. من از فاصله 300 متری ماهی به ساحل کشیده ام و اگر چه این ماهیها تروفه های رویایی من بودند، شخصا دوست دارم در فاصله ای صید کنم که خودم بتوانم طعمه ام را به آن پرتاب کنم. کپورها دوست دارند به علت تنوع ساختار و نیز تنوع منابع غذایی سواحل، در کناره ها به شنا مشغول شوند.

اما یک ماهیگیر بی تجربه که هرگز کپور نگرفته است با اتکا به چوب عالی و چرخ بزرگ و نخ فراوان تا حد ممکن از پرتابهای دور استفاده خواهد کرد. اغلب این پرتابها به سوی مکانهای کلیشه ای مانند جزیره ها و ... است و گاه آنقدر بی هدفند که این را نیز نادیده گرفته و دورترین نقطه افق را هدف میگیرند. موضوع اینجاست که بازاری که میتواند کمک کننده باشد اغلب اندیشه های زیانبار تامین میکند. به عنوان مثال در ایامی که پرتابهای 100 متری رایج بودند و لوازم بر اساس آن به فروش میرفت، ماهیها در 30 متری کنار آبها بودند و تشخیص این موضوع میتوانست ماهیگیر را به اتوپیای مورد نظرش برساند.

طعمه آزادی که به آب معرفی میشود واقعا میتواند کارساز باشد. در حقیقت کسانی که خبر انفجار مانند ظهور اولین طعمه های آماده را به خاطر دارند، قطعا میتوانند گواهی دهند که بیشتر تولید کننده ها در هر کیسه چقدر طعمه داشتند؛ به طور مثال 300 طعمه در یک پاکت. مواد اولیه جوشانده اغلب در بسته های نیم کیلویی عرضه میشدند. امروزه این پاکتها چند کیلویی هستند. من عادت داشتم با 30 عدد جوشانده محتوی پرتئین شیر در یک روز ماهیگیری کنم و دوستانی را به خاطر دارم که در همین مدت طعمه آزادی به اندازه 100 کیلو یا بیشتر به کار میبردند و در بعضی آبهای بزرگ سه برابر این مقدار نیز شایع بود. آن روزها خبر شوکه کننده ای شنیدم. در حالی که سعی میکردم در یک دریاچه با 3 کیلو طعمه دست ساز خودم طعمه پاشی انجام دهم و فکر میکردم دارم تمام آن آب را کنترل میکنم، کشف کردم که فردی به طور مرتب هر بار 40 کیلو گرم طعمه آماده ای را که اعتقاد زیادی به آن دارد با قایق به آب میریزد. چنین بازیکنانی و معایبی که این شیوه های بازیگونه دارند امروزه نیز بی نهایت مرسوم است. خوشبختانه، تلاش برای از رده خارج کردن ماهیگیران دیگر با چنین اعمالی چیزی است که من هیچگاه گرفتارش نشده ام. [بعضی ماهیگیران در پاره ای موارد با معرفی  طعمه بخصوصی در مقدار فراوان به آب تلاش در عادت دادن ماهیها به آن و نخوردن طعمه دیگران میکنندو به ظن خودشان تمام آب مال آنهاست. من خودم چنین افرادی را سراغ دارم اما باید خاطر نشان شوم که خوشبختانه محل طعمه پاشی این آقا یا آقایان در دریاچه محل صید بنده بعد از مدت بسیار اندکی تبدیل به پرورشگاه خرچنگهای مزاحم میشود و تنها سودی که از آن همه هزینه و زحمت نصیبشان میشود، با عرض معذرت، آزار دیگران و تلاش برای یافتن یک جای دیگر بعد از مدتی کوتاه است چرا که دریاچه محل صید ما بیش از 800 هکتار مساحت دارد و یافتن محل کپورها بخصوص در هوای سرد بسیار مشکل است. و این آب در جایی واقع شده که در 65 درصد اوقات سال هوایی تقریبا سرد یا خنک دارد. خواهش میکنم... جوانمرد باشیم.]

حقیقت مطلق و ساده این است که شما به عنوان یک تازه کار با داشتن طعمه و زمان زیاد میتوانید به اندازه یک ماهیگیر مجرب با وسایل و منابع محدود و زمان کم ماهی بگیرید. زمانی در آبی ماهیگیری میکردم که در بیش از 70 درصد مواقع ماهیگیر مجرب و تازه کار باهم بدون صید جلسات را تمام میکردند. طعمه جدید و شگفت انگیز آنها برای جلب ماهیها توانایی لازم را نداشت و تاکتیک لازم برای این آب اطلاع از رفتارهای کپور بود که از فشار صید، طعمه و ریسه ها ناشی میشدند.

جوشانده های بزرگ کروی از 21 تا 24 میلیمتری که برداشتن آنها توسط ماهی مشکل بود چرا که این طعمه ها مخصوص ماهی هالیبوت دریایی است. و این برغم موفقیتهای پیشین آنها بود. این حقیقت که کپورها از طعمه آزاد همان جوشانده که 2 یا 3 روز قبل ریخته شده بود تغذیه میکردند و به طعمه اصلی لب نمیزدند نشان میداد که ماهیها چقدر زیرک شده اند.  هر ماهیگیری که یک یا دو شبانه روز ماهیگیری میکرد احتمال صیدش تقریبا صفر بود. حتی ماهیگیری بود که 5 روز طعمه پاشی و پرتاب انجام داده بود و کپورها شرایط ترس از ماهیگیر را سر سختانه دنبال میکردند. این مسایل مخصوص این آب بود و در نتیجه ماهیگیرانِ لحظه ای، هیچ موفقیتی نداشتند. این ماهیگیران آخرین مجلات چاپ شده را خوانده بودند و روشها، طعمه ها و ریسه های بی فایده و مرگبار آنها را هذیان گونه تقلید میکردند. من، بعد از سی و اندی سال ماهیگیری، همیشه در صید کپور خودم را یک تازه کار در نظر میگیرم چون هر روزی متفاوت است. درست زمانی که شما یک طعمه، بو، ریسه، یا ابزار مناسب پیدا میکنید ماهیها هم تغییر رفتار میدهند. نمودهای متنوع ماهیگیری از قبیل فشار هوا، دما، بادها، تغییر محل تغذیه، کرمهای خونی و سایر لاروها، بر نتایج تاثیر میگذارند. حتی آخرین صیدهای دریاچه و مقدار طعمه های آزاد نیز موثر است.

باید پیوسته از خود بپرسید که آیا محل ماهی یا خود ماهی را پیدا کرده اید یا نه. نشستن در محل بدون ماهی در یک آب با ماهیگیر زیاد که نخها مانند شبکه های موبایل به هم بخیه شده اند اصلا دلخواه من نیست و این چیزهاست که شما را وادار میکنند از خودتان بپرسید: من چه نوع ماهیگیری هستم و چه آبی بهترین ماهی را به من میدهد؟ شخصا فرد بسیار خوش شانسی بوده ام که در سندیکاها و دریاچه هایی بودم که سالها به سختی صید در آنها انجام میگرفت و من تنها کسی بودم که گاه گاهی ماهی میگرفتم.

در جایی که زمان زیادی در زمستان و تابستان برای ماهیگیری صرف شده است، دیدن تاثیر حضور ماهیگیران (و حتی نا ماهیگیران)، نخ هایشان در آب و رفتارهای طعمه پاشی آنها بر ماهیها بسیار آسان است. در آبهای زیادی دیده ام که چگونه کپورها دیوانه وار کرم خونی میخوردند و هیچ نخی داخل آب نبود و تنها ماهیگیر من بودم و اوضاع چگونه تغییر می یافت وقی یک بیکار چوبی از دکه پارک کرایه میکرد و تمام آب را بهم میزد. هیچکدام از آن ماهیها تا 2 روز دیگر که او آب را رها کند خودشان را نشان نمیداند. باور کنید دیده ام که چطور کپورها حتی به جمع کردن و صدای وزنه و راه رفتن ماهیگیر به سمت ماشین و صدای موتور ماشین او واکنش نشان داده اند. بعد از 15 دقیقه بعد از رفتن فرد ماشین سوار،اگر تنها من کنار آب بودم، حتی بعد از 3 شبانه روز بدون ماهی، میدیدم که ماهیها دوباره شروع به غذاخوردن جادویی میکنند. حتی بعد از ترک آنها به مدت نیم ساعت این تغذیه بسار حمله مانند بوده و دوباره رفتار محتاطانه از سر گرفته میشد.

اوقات زیادی را فداکارانه برای مطالعه و گرفتن تصویر بزرگتری از تاثیرات و روابط بین رفتار ماهیگیران، ابزار، شیوه ها و طعمه و کپورها صرف کرده ام. و این به من آموخته است که کجا و چگونه میتوان به طور مستمر از یک آب در زمانهای مختلف کپور گرفت. وقتی تشخیص دهید که تمام گونه های ماهی چقدر سازگاری دارند، نقطه نظر جدیدی درباره ماهیگیری به دست خواهید آورد. مثلا کتابی میگوید که نیزارها جای خوبی برای ماهیگیری است. و شما میتوانید یکراست به آنجا بروید و ماهی بگیرید. اما این موضوع میتواند شانسهای شما را کمتر کند، چون بسته به موقع سال یا شب و روز و روتین رفتاری ماهیها ممکن است اصلا در مدتی در نیزار ماهی تغذیه نکند. جهت گیری بسترهای دارای نی نسبت به خورشید و تابش گرماده خورشید بر آنها و آبهای اطراف میتواند تفاوتهای بزرگی ایجاد کند که از یک آب به آب دیگر فرق میکند. بسیاری از آبهای شلوغ از لحاظ ماهیگیر میتواند در فاصله 3 متری خارج از محدوده نیزار یا کمی دورتر نتیجه بخش باشد. قایقها چنین آبهایی را تحت تاثیر قرار میدهند. در چنین شرایطی یافتن نقاطی که نسبت به جاهای دیگر عمیقتر بوده و به بستر دارای نی نزدیکتر هم باشد ایده خوبی است.

موفقیتهای گذشته و کنونی ماهیگیرانی که مبتکر و سازگارند و گاه موفقیت آنها  آزاردهنده است همه میتواند برای ما آموزنده باشند. این افراد نقش بزرگی در تدبیرهای پیشتازانه برای ارتقای ورزش ما انجام میدهند. بسیاری از ما این کار را انجام میدهیم "نه به خاطر اینکه آسان است بلکه به این علت که سخت است." بسیاری از ماهیگیرانی که به طور مستمر حداقل ماهیان بزرگی در حد خودشان میگیرند، به عقیده من، مردانی باهوشند. آنها مانند همه شخصیتها و روحیه های متفاوتی دارند اما در یک چیز مشترکند: آنها متفکرند. آنها بسیار با انگیزه اند و افرادی هستند که با تمرکز زیاد قادرند مشکلات درست را، بله مشکلات درست را!، تشخیص دهند و برای یک راه حل منطقی تلاش نمایند.  بیشتر چنین افرادی در کمک به دیگران نیز بسیار سخاوتمند هستند. آنها نه تنها تشخیص میدهند که کمک به دیگران به کمک به خودشان منتهی خواهد شد بلکه باعث بحثهای مفیدی میشوند که ماهیگیران بسیار سخت گیر از سود مشترک آن لذت نمیبرند. گاه صید آنقدر سخت میشود که به همیاری همه جانبه همه ماهیگیران یک آب نیاز است تا حداقل لذت موفقیت را باهم سهیم شوند. کمک به دیگران تنها دلیل گسترش ورزش صید کپور در طی دهه ها بوده است. هیچ ماهیگیر بزرگی نبوده است که در این راه سخت توسط دوستانش به او کمک نشده باشد یا به دوستانش کمک نکرده باشد. [قابل توجه کسانی که از خمیر نان لواش طعمه درست میکنند و وقتی یک تازه کار درباره طعمه شان میپرسد، میگویند: 1789652245968525 نوع ماده را باهم قاطی کرده ام. بابا شما پرفسور شیمی بودی و ما نمیدونستیم. ]

بیشتر ما میدانیم که هر چه مشکلات زیاد باشند لذت حاصل از حل آنها و صید به همان اندازه بیشتر خواهد بود. در حقیقت آنها جزیی از ما میشوند. نگرشمان را تغییر میدهند. اغلب فکر میکنم که کودکان زیادی میتوانند به ماهیگیری بروند و و تجربه ماهیگیری و کمپ در طبیعت وحشی را نیز بیندوزند حتی اگر فقط یکبار باشد. بسیاری از مردم در طول عمرشان حتی یک شب خارج از ساختمان نبوده اند و این نیز یکی از بهترین هدیه هایی است که این ورزش به ما ارزانی میدارد.

شاید یک غریزه دیرین شکارگری ما را به ماهیگیری میبرد یا بهتر بگویم وادار میکند. شاید بعضی به آن معتاد شده اند. یا شاید فقط میخواهید مزه اش را بچشید. کپورگیری یک امر شخصی است و من معتقدم چیزی بسیار فراتر از ماهیگیری است. اما به خاطر اینکه وقت یکی از ارزشمندترین داراییهای ماست، به نظر منطقی میرسد که حداقل متفکرانه به این موضوع نگاه کنیم تا وقتی که برای این کار صرف میکنیم بیهوده از دست نرود. بیهوده به علت صید های متوسط ناشی از کپی کاری روشهای دیگران. ناشی از کلیشه ای بودن. چرا اینبار رکورد کپور عمرمان را نزنیم. این کار پاداشی خواهد بود رایگان، برای تفکر خلاقانه.

مطالب این وبلاگ به دو صورتند: 1- نوشته های شخصی خودم. 2- ترجمه هایی که توسط خودم انجام می گیرد و منبع آن هم حتما موجود است. تاریخ نشر مطالب هم مشخص است. اخلاق نوشتن را هیچ گاه زیر پا نمی گذارم. استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.


برچسب‌ها: صید کپور, تکنیکهای صید کپور, تاکتیکهای صید کپور, طعمه کپور
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۹ساعت   توسط طبیعت - ماهیگیری  |